تبليغاتX
گزیده هایی از نهج البلاغه

 

شگفتی خلقت فرشتگان

سپس اسمان های بالا را از هم گشود و از فرشتگان گوناگون پر نمود.

گروهی از فرشتگان همواره در سجده اند و رکوع ندارند

وگروهی در رکوعند و یارای ایستادن ندارند

وگروهی در صف هایی ایستاده اندکه پراکنده نمی شوند

وگروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی شوند

وهیچ گاه خواب به چشمشان راه نمی یابد

وعقل های انان دچار اشتباه نمی گردد

بدن ها ی  انان دچار سستی نشده

وعقل های انان دچار بی خبری برخاسته از فراموشی نمی شوند.

برخی از فرشتگان امینان وحی الهی و زبان گویای وحی برای پیامبران می باشند

که پیوسته برای رساندن حکم وفرمان خدا در رفت و امدند.

جمعی از فرشتگان حافظان بندگان

وجمعی دیگر دربانان بهشت خداوندند.

بعضی از انها پاهایشان در طبقات پایین زمین قرار داشته

 وگردن هایشان از اسمان فراتر

وارکان وجودشان از اطراف جهان گذشته

 عرش الهی بر دوشهایشان استوار است

برابر عرش خدا دیدگان به زیر افکنده

ودر زیر ان بال ها را به خود پیچیده اند.

میان این دسته از فرشتگان با انها که در مراتب پایین تری قرار دارند

حجاب عزت و پرده های قدرت فاصله انداخته است

هرگز خدا را با وهم و خیال در شکل و صورتی نمی پندارند

و صفات پدیده ها را در او روا نمی دارند

هرگز خدا را در جایی محدود نمی سازند

ونه به هماننداوردن به او اشاره می کنند.

بر گرفته از خطبه ی شماره یک نهج البلاغه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 6:4  توسط مست یار  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

افرینش جهان

خلقت را اغاز کرد و موجودات را بیافرید بدون نیاز به فکر و اندیشه ای یا استفاده از تجربه ای بی انکه حرکتی ایجاد کند ویا تصمیمی مضطرب در او راه داشته باشد.

برای پدید امدن موجودات وقت مناسبی قرار داد و موجودات گوناگون را هماهنگ کرد و در هر کدام غریضه ی خاص خودش را قرار داد و غرائز را همراه انان گردانید.

خدا پیش از انکه موجودات را بیافرینداز تمام جزئیات وجوانب انها اگاهی داشت وحدود و پایان انها را می دانست واز اسرار درون وبیرون پدیده هااشنا بود.

سپس خدای سبحان طبقات فضا را شکافت و اطراف ان را باز کرد و هوای به اسمان و زمین راه یافته را افرید و در ان ابی روان ساخت ابی که امواج متلاطم ان شکننده بود که یکی بر دیگری می نشست اب را بر بادی طوفانی و شکننده نهاد و باد را به باز گرداندن ان فرمان داد و به نگهداری اب مسلط ساخت وحد و مرز ان را به خوبی تعیین فرمود.

فضا در زیر تند باد و اب بر بالای در حرکت بود.سپس خدای سبحان طوفانی برانگیخت که اب را متلاطم ساخت و امواج اب را پی درپی در هم کوبید.

طوفان به شدت وزید واز نقطه ای دور دوباره اغاز شد.سپس به طوفان امر کرد تا امواج دریاها را به هر سو روان کند وبر هم کوبد وبا همان شدت که در فضا وزیدن داشت بر امواج ابها حمله ور گردداز اول ان بر می داشت و به اخرش می ریخت وابهای ساکن رابه امواج سرکش برگرداند.

تا انجا که ابها روی هم قرار گرفتندوچون قله های بلند کوه ها بالا امدند.امواج تند کف های برامده از اب ها را در هوای باز وفضای گسترده بالا برد که از ان هفت اسمان را پدید اورد.

اسمان پایین را چون موج مهار شده واسمان های بالا را مانند سقفی استوار وبلند قرارداد بی انکه نیازمند به ستونی باشد یا میخ هایی که انها را استوار کند.

انگاه فضای اسمان پایین را به وسیله ی نور ستارگان درخشنده زینت بخشید ودر ان چراغی روشنایی بخش ماهی درخشان به حرکت در اورد که همواره در مدارفلکی گردنده وبرقرار و سقفی متحرک وصفحه ای بی قرار به گردش خود ادامه دهند.

برگرفته از خطبه ی شماره یک نهج البلاغه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 6:26  توسط مست یار  | 

 

دین دین وشناخت  خدا

سراغاز دین خدا شناسی است

وکمال شناخت خدا باور داشتن او

وکمال باور داشتن خدا شهادت به یگانگی اوست

وشهادت بر یگانگی خدا اخلاص

وکمال اخلاص خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است.

زیرا کسی که خدا را با صفت مخلوقات تعریف کند یعنی همتایی برای خدا  تصور کرده است.

 و با نزدیک کردن خدا به چیزی دوخدا مطرح شده

 و با طرح شدن دوخدا اجزایی برای او تصور نموده

وبا تصور اجزا برای خدا او را نشناخته است.

وکسی که خدا را نشناسد به سوی او اشاره می کند

و هر کس به سوی خدا اشاره کند او را محدود کرده به شمارش اورد

و انکس که بگوید( خدا در چیست؟)او را در چیز دیگری پنداشته است.

وکسی که بپرسد(خدا بر روی چه چیزی قرار دارد؟)در این صورت جایی را خالی از او در نظر گرفته است.در صورتی که خدا همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده است.

با همه چیز هست نه اینکه همنشین انها باشد.

وبا همه چیز فرق داردنه اینکه از انان جدا و بیگانه باشد.

انجام دهنده ی همه ی کارهاست بدون حرکت وابزارو وسیله

بیناست حتی در ان هنگام که پدیده ای وجود نداشت.

یگانه وتنهاست زیراکسی نبوده که با او انس بگیرد و یا از فقدانش وحشت کند.

برگرفته شده از خطبه ی شماره ی 1 نهج البلاغه

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 9:52  توسط مست یار  | 
 

 

 

 

 

عجز انسان از شناخت ذات خدا
سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند و حسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان و تلاشگران از ادای حق او درمانده اند. خدایی  که افکار ژزف اندیش ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید . پروردگاری  که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد و تعریف کاملی نمی توان یافت و برای خدا وقتی معین و سرامدی مشخص نمی توان تعین کرد . مخلوقات را با قدرت خود افرید وبا رحمت خود باد ها را به حرکت در اورد  وبه وسیله ی کوه ها اضطراب و لرزش زمین را به ارامش تبدیل کرد.
برگرفته از خطبه ی 1 نهج البلاغه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 7:26  توسط مست یار  |